سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

22

تاريخ ايران ( فارسى )

بغارت و كشتار عمومى گشودند . اين جماعت سپس از بصره درآمده در امتداد دو طرف ساحل خليج فارس سمت جنوب و نيز در طرف شمال منتشر گرديده تا آنكه واسط را قبضه كرده و اهواز را بباد يغما دادند . موفق كه تا وفات يعقوب در 879 نميتوانست هّم خود را به فرونشاندن اين طغيان هولناك مصروف دارد در آخر سپاه عظيمى فراهم آورد و بدفع زنگيان فرستاد و در نتيجه آن گروه بىباك در آن ناحيهء سخت باطلاقى تسليم شده و پس از پانزده سال خونريزى و تاخت‌وتاز خبيث بقتل رسيده و هزاران مردم بدبخت كه زندانى بودند آزاد گرديدند . كارهاى برجستهء يعقوب بن ليث اكنون برميگرديم به طرف يعقوب ليث و شمه‌اى از حالات و و كارهاى برجسته و نمايان او را تا هنگام وفات به نظر خوانندگان ميرسانيم . در 257 هجرى ( 871 ) او قاصدى بنزد موفق فرستاد و پيغام داد كه وى خود را يكى از غلامان پست خليفه ميداند و مصمم گشته كه شرائط خدمت را بجا آورده و شئون و احترامات خليفه را كاملا حفظ نمايد . چون در خصوص يعقوب اينطور صلاح انديشى شده بود كه حتى الامكان بگذارند دور از بغداد باشد لهذا خليفه حكومت بلخ و طخارستان و ساير نواحى و قطعات دوردست شرق را به او واگذار نمود . يعقوب از اين انتصاب و ورود خودش در عداد مأمورين عاليرتبهء خليفه تقويت يافته و در همه جا پيروز و بهره‌مند بوده است و حتى كابل را كه دوردست بود به تصرف درآورده و پادشاه آنجا را كه ترك و بودائى بود دستگير نمود . در آخر اين حادثه‌جوى سيستان آماده شد به امير طاهرى حمله‌ور شود كه از دور تماشا ميكرد كه قسمت مهم از متصرفاتش از دست رفته و مقاومت و پايدارى مأيوسانهءاى ننموده است . خلاصه يعقوب بر خراسان استيلا يافته و از آنجا بعزم تسخير طبرستان مجاور شتافت . او در سارى حسن بن زيد را كه حكومت مقتدرى باسم آل على تاسيس كرده بود شكست داد ولى در ينميان كه حسن را سمت گيلان تعاقب ميكرد در اثناى طريق قسمت اعظم از نفراتش را بر اثر بيمارى طاعون از دست داد و ناچار براى گرفتن سربازان تازه به سيستان برگشت . يعقوب در آنوقت نصف ايران را مالك بود بعلاوه بسيارى از ولايات شرق هم